
اولیانوف پس از بازگشت به روسیه در سال 1895 انجمن مارکسیستی ترزبورگ را با"اتحادیه مبارزه برای رهایی طبقه کارگری"متحد کرد.در دسامبر همان سال پلیس او را زندانی کرد.وی بیش از یک سال،در زندان به سر برد و برای سه سال به سیبری شرقی ،جایی که تحت نظارت مستقیم وآشکارپلیس بود،تبعید شد.آنجا در دهکده "شوشنسکی"،درژوئن سال 1898 با" نادژدا کروپسکا" ازدواج کرد.اولیانف با او در جلسات انقلابی زیر زمینی(مخفی)پترزبورگ آشنا شده بود .در حالی که در تبعید به سر می برد،فعالیت تئوریک تشکیلاتی انقلابی را ادامه می داد.در سال 1897 اثر"گسترش کاپیتالیسم(سرمایه داری)در روسیه "را منتشر کرد،جایی که سعی داشت مخالفت خود را با دیدگاههای اعضای جنبش خلق نسبت به روابط اجتماعی –اقتصادی در کشور ابراز کند و علی الخصوص ثابت کند که انقلاب بورژوازی(سرمایه داری)در روسیه شکل می گیرد .با آثار تئورسیین بزرگ سوسیال-دموکراسی آلمان آشنا شد و این آثار تاثیر عمیقی روی او گذاشت.او از کائوتسکی،ایده ی سازماندهی جنبش مارکسیستی روسی به شکل حزب متمرکز "مدل نو"که باعث ایجاد آگاهی در بین توده ی کارگری بی سواد و نابالغ می شد،اقتباس کرد. مناظره با سوسیال –دموکراتهایی که از نظر او ارزش کافی برای نقش حزب قائل نبودند،موضوع همیشگی مقاله های اولیانوف شد.او همچنین مناظره سختی با اقتصاد دانها درباره جریاناتی که میگفتند سوسیال-دموکراتها باید اتکای اصلی را بر مبارزه ی اقتصادی و نه سیاسی داشته باشند،انجام داد.پس از اتمام دوره تبعید،در ژانویه 1900 به خارج رفت(پنج سال بعدی در مونیخ،لندن و ژنو زندگی می کرد).انجا اولیانف به همراه پلخانووی،همکاران او یعنی" ورا زاسوليچ" "پاول اكسلرود" همچنين همراه با دوست خود "يولي مارتووي"،شروع به انتشار روزنامه سوسيال –دموكراتيك"ايسكرا"(پرتو)نمود.از سال 1901 او شروع به استفاده از نام مستعار "لنين"كرد و از آن به بعد در حزب با اين اسم شناخته شد.در سال 1902 او عقايد تشكيلاتي خود را در قالب كتابچه "چه بايد كرد؟" بيان نمود .پیشنهاد کرد حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه که در سال 1898 بنیان نهاده شده بود را بعد از تبدیل آن به یک سازمان مرکزی،آنرا مجددا احیا کنند، که رهبران انقلاب و همچنین سایر انقلابیون حرفه ای سردمدارن آن باشند که تصمیمات آنها برای سایر اعضای حزب لازم الاجرا باشد.اين نظريه مخالفت شمار زيادي از فعالان حزب،از جمله "بوليا مارتووا" را در پي داشت.در سال 1903 در دومين كنگره حزب در بروكسل ولندن،حزب به دو جريان تجزيه شد .بلشوويك ها (طرفدارن اصول تشكيلاتي لنين)و "منشوويك ها "(مخالفان آن ها).لنين رهبر مورد قبول فراكسيون بلشوويكي حزب شد.
![]()
مجسمه لنين در سن پترزبورگ
در زمان انقلاب روسيه در بين سالهاي 1905-1907 لنين موفق شد،براي مدتي به روسيه برگردد.او طرفداران خودش را براي شركت فعال در انقلاب بورژووازي،توجيه مي كرد،زيرا اين تلاش در جهت كسب برتري در آن و برقراري "ديكتاتوري انقلابي- دموكراتيك طبقه كارگر و كشاورز "بود.دراين مورد ، كه به طور مفصل در اثر لنين يعني "دو تاكتيك سوسيال – دموكراسي در انقلاب دموكراتيك"شرح داده شده بود ،او شديدا با شمار زيادي از منشويك ها كه براي ائتلافي تحت رهبري انجمن هاي بورژووازي – سرمايه داري توجيه شده بودند ،به مخالفت برخاست.
شكست انقلاب دوباره لنين را مجبور به مهاجرت كرد. او از خارج رهبري فعاليت جناح بلشويك كه بر يكي كردن فعاليت مخفي با فعاليت آشكار اصرار مي ورزيد،شركت در انتخابات دوماي دولتي و كار در اين سازمان را،ادامه مي داد.سر اين مسئله بين لنين و گروهي از بلشويكها ،به رهبري"الكساندر بوگدانووي"كه خواستار تحريم دوما بودند،اختلاف پيش آمد.لنين در برابر مخالفان جديد خود،پس از اينكه آنها را به تجديد نظر در (تغيير)فلسفه ماركسيست متهم نمود،اثر بحث انگيز"ماترياليسم و امپريوكريتيسم"(1909)را منتشر كرد.در اوايل سالهاي 1910،اختلاف نظرها در داخل حزب بسيار زياد شد.در مقابل "اوتزويستها" (طرفداران تحريم دوما،منشويكها ،طرفداران فعاليت آشكار )و گروه لئوتروسكي كه براي حفظ وحدت گروههاي حزبي به وجود آمده بود ،لنين در سال 1912 تبديل جناح خود را به حزب سياسي مستقل ،با ارگان مطبوعاتي خصوصي –روزنامه "پراودا"(حقيقت)،تسريع كرد.
پس از آغاز جنگ جهاني اول ،لنين به سوئيس فرستاده شد (از كشور ميزبان اخراج و به سوئيس فرستاده شد).
لنين در شرايط جديد با جناح چپ انتر ناسيوناليستي جنبش سوسياليستي بين المللي،متحد شد.در نتيجه دو كنفرانس بين المللي سوسياليستها (در تیمروالد و کینتال )جناح چپ بوجود آمد.لنين پس از اينكه "جنگ امپرياليستي به جنگ داخلي تبديل شد،خواهان اتمام جنگ از طريق انقلاب شد .او در كتاب "امپرياليسم به عنوان مرحله عالي كاپيتالسم"(1916)ثابت مي كرد كه جامعه كاپيتاليستي (سرمايه داري) به مرحله عالي و نهايي خود ،يعني مرحله امپرياليستي وارد شده است به سرحد انقلاب سوسياليستي رسيده است .لنین در آخرین روزهای زندگی مخفیانه اش با کارت شناسایی کارگری به نام ایوانف و گریم کردن خود به شکل وی به طور مخفیانه زندگی را می گذراند.لنين پس از اطلاع در مورد انقلاب فوريه سال 1917 در روسيه ،در حالي كه در سوئيس بود در"نامه هايي از جاي دور " فورا به مخالفت با حمايت بلشويكها از دولت موقت پرداخت .او در تلاش بود تا هر چه زودتر به روسيه انقلابي برگردد،اما دولت هاي متفقين از اين كه به او اجازه عبور از مرز خود را بدهند خودداري مي كردند .در همان زمان دولت آلمان ضمن آن كه مي پنداشت كه ورود مخالفان ادامه جنگ موقعيت طرفداران را در روسيه تضعيف مي كند آماده تعويض اسراي جنگي د ربرابر مهاجران سياسي روسي بود.
روز 27 مارس 1917 ،32 مهاجر از سوئيس به روسيه رفتند كه در ميان آنها، 19 نفر از بلشويكها ( از جمله لنين،كروپسكايا،گريگوري،زينووف ،انس ارماندو...)بودند .در چهارم آوريل،يك روز بعد از رسيدن به پتروگراد ،لنين ،سخنراني تحت عنوان "مختصر گزارشات آوريل"ارائه داد.او خواستار مبارزه عليه دولت موقت،براي برقراري حكومت شوراها و گذار فوري به انقلاب سوسياليستي شد.موقعيت راديكال لنين نه تنها نزد منشويكها كه او را به "انارشيسم"(هرج و مرج طلبی ) متهم كرده بودند ،بلكه در داخل خود حزب بلشويك،جايي كه رهبراني چون "لئو كامنف" و " يوسف استالين" ،مخالف خط مشي جديد بودند ،عدم مقبوليت را در پي داشت.اما لنين به طور صحيحي تناسب قوا را بررسي مي كرد.او تصور ميكرد كه خود توده هاي مردم ،كه آزادانه تر از هر حزب سياسي سازماندهي شده بودند ،انقلاب مي كنند و فقط آن سياستمدارهايي موفق خواهند شد،كه مي توانند از شور و هيجان انقلابي استفاده كنند. بنابراين او بلشويكها را به استفاده از شعارهاي معروف چپ راديكال ،كه در ميان مردم به وجود آمده بود،توجيه كرد .شعارهايي چون "در خواست حكومت شوراها "؛"نظارت كارگري "سوسياليستي سازي اراضي"و...
بلشويكها به خاطر اين كه موفق شدند بدون نوسان و تغيير روسيه را از تمامي .جنگهاي ويران كننده بيرون كنند،وجهه ي ملي فوق العاده اي بدست آوردند.به تناسب رادیکالیزه کردن توده ها، تاثیر و نفوذ بلشویکها افزایش یافت لنین در ژوئن سال 1917 با حضور در اولین کنگره روسی شوراها تمایل حزب خود را برای رسیدن به حکومت اعلام کرد اما او هنوز قدرت آن را نداشته که یکی از بحران های پرشماری که دولت موقت با آن روبرو بود(به دولت موقت تحمیل می شد)استفاده کند.بعد از تظاهرات عمومی مسلحانه 4 ژولای در پتربورگ که توسط بلشویکها و هرج و مرج طلبها(آنارشیست ها) سازمان دهی شده بود مقامات دولتی رهبران بلشویکی را به وطن فروشی (خیانت به دولت)و همدستی با آلمان متهم کردند. تعدادی از رهبران حزب دستگیر شدند،اما لنین و زینووف خود را ابتدا در ایستگاه" رازیلیوف" نزدیک پتروگراد و سپس در فنلاند مخفی کرد.لنین در شرایط مخفی اطلاعات و عقاید خود را در باره ی دولت و مسائل و اهداف حزب بلشویک پس از رسیدن به قدرت سازماندهی میکرد.از یک طرف او از میان رفتن دولت از طریق سیستم حکومت شوراها را تبلیغ میکرد و از طرف دیگر خواستار دیکتاتوری حزب که باید توسط ساختار سوسیالیسم اداره می شد ،نسبت به توده های آگاه بود.طبق نظر لنین محدود کردن و کنترل بر نحوه ی اجرای تعدادی از زمینه های کلیدی صنعت و بانک ها و همچنین اجرای اصلاحات ارضی لازم بود.
بعد از شکست شورش نظامی ژنرال " لاورا کرنیلوف "در سپتامبر 1917 لنین دریافت که زمان انقلاب فرا رسیده است.او از رهبری حزب درخواست به دست گیری قدرت کرد.تعدادی از رهبران بلشویکها در ابتدا در برابر خواسته لنین مخالفت می کردند،اما او موفق به برقراری ارتباط با طرفداران قیام شد. در اوایل اکتبر به او پتروگراد رفت و تبلیغات برای اقدام فوری را ادامه داد.سرانجام رهبران بلشویکها به این درخواست جواب مثبت دادند.تدارکات برای تظاهرات مسلحانه ای که در آن نه تنها بلشویکها بلکه نیروهای جناح چپ،انقلابی های سوسیالیست جناح چپ،افراط گراها و آنارشیستها(هرج و مرج طلب ها)شرکت داشتند،آماده شد.در خلال روزهای 24-26 اکتبر 1917 در جریان قیام در پتروگراد،حکومت دولت موقت سقوط کرد. دومین کنگره روسی شوراها لنین را بعنوان رئیس دولت جدید،یعنی شورای روسای ملی انتخاب کرد.
براساس تجربیات گذشته لنین مجبور بود به درخواست های توده عوام انقلابی احترام بگذارد و با تحولات(اصلاحات)اجتماعی بمراتب آزادانه تر از طرح های پیش از انقلاب موافقت کند.شورای روسای ملی (سوسیالیزه کردن دهقانی اراضی) را پذیرفت،فرمان انجام نظارت کارگزاری بر تولید را صادر کرد،سلب مالکیت موسسات کارفرماها که توسط کارگرها صورت گرفته بود را تایید کرد.اما در ماه های اول انقلاب،لنین قدم هایی در جهت مطیع کردن رهبران بلشویکی جنبشهای توده کارگری و دهقانی برداشت.سیستم نظارت کارگری تابع تشکیلات دولتی شورای عالی اقتصاد ملی و کمیته های کارخانه ای کارگری تایع اتحادیه ی کارگری تحت نظارت بلشویکها شد.
در زمستان و بهار 1918 لنین گامهای اساسی در جهت تقویت حاکمیت حزب بلشویک برداشت که وضعیت جنگی کشور دلیل آن شد. لنین باوجود سخت ترین شرایطی که هیئت فرماندهی آلمان پیش کشیده بود ، بر انعقاد صلح بر آلمان (صلح برست) و اتریش-مجازستان پافشاری کرد. نه تنها گروه اپوزوسیون (مخالف) راست که به حمایت از (....) برخاسته بود، بلکه نیروهای چب –انقلابی های سوسیالیست چپ، افراط گراها، آنارشیست ها (هرج و مرج طلبان) و حتی بخش اعظمی از خود بلشویک ها به مخالفت برخاستند. اما لنین از تمام قابلیت های تشکیلاتی و نفوذ در حزب برای عملی کردن تصمیم نامشروعش استفاده کرد. به بهانه ی تقویت حکومت جدید، رهبر بلشویک ها خواستار اعمال ریاست فردی در اداره ی حکومت، انضباط شدید در تولید، خودداری از هرگونه خود مختاری و اعمال مجازات های شدید برای برهم زدن انضباط کاری شد (مقاله های «مسائل بعدی دولت شوروی»، «درباره ی رفتار بچگانه ی جناح چپ و درباره ی خرده بورژوازی»). در بهار 1918 حکومت لنین مبارزه ای بر ضد اپوزوسیون سازمان های کارگری سوسیالیستی و آنارشیستی آغاز کرد.در دوره ی جنگ داخلی، تقابل شهرت یافت، انقلابی های سوسیالیست، انقلابی های سوسیالیست چپ و آناشیست ها، به نوبه ی خود به رجال نظام بلشویک ضربه وارد می کردند. در 30 آگوست 1918 سوء قصدی به لنین انجام شد. در 25 سپتامبر 1919 گروه «آنارشیست های مخفی» و انقلابی های سوسیالیست چپ ساختمان کمیته ی مسکویی حزب بلشویک را منفجر کردند، اما لنین بر خلاف انتظار آنها در آن حضور نداشت. لنین در سالهای جنگ توجه آشکار به ترور دولتی داشت، زیرا بر این باور بود که او بدون این کار نمی تواند بر خلاف مخالفان سیاسی بلشویسم پیروز شود. نه تنها دشمنان کلاسیک قدیمی، بلکه زحمتکش ها (کارگرانی) که جد و جهد کافی در کار از خود نشان نمی دادند یا از اختیارات مقامات دولتی تبعیت نمی کردند نیز زندانی شدند. در روستاها گروه های مربوط به ارزاق آذوقه ها را مصادره می کردند و در چنین شرایطی گندم چیزی بود که اهالی به سختی توانیسند با آن تغذیه کنند و بعضی ها گرسنگی می کشیدند. دولت لنین با استفاده از این اقدامات نامشروع توانست بر ارتش های سفید پيروز شود، اما در سال 1921 با موج عظیم نارضایتی کشاورزان و قیام ملوانان کرونشتات مواجه شد. شرکت کنندگان این «انقلاب سوم» طرفدار حکومت شوروی بدون بلشویک ها بودند. لنین موفق به سرکوبی قیام شد، اما او مجبور شد خط مشی سیاسی اش را تغییر دهد.او از «کمونیسم جنگی» خودداری کرد و سیاست اقتصادی جدیدی را به کار برد.ضمنا تبدیل کردن روسیه به دولت صنعتی قدرتمند که هدف سابق بلشویک ها بود، هدف استراتژیک آنها شد.طبق نظر او، بدون این کار نمی شد. درباره ی تشکیل سوسیالیسم در روسیه فکر کرد، اما او اکنون قصد اتکاء به دیکتاتوری دولتی در اقتصاد را نداشت، بلکه قصد جذب وسیع سرمایه های خصوصی و خارجی ضمن حفظ بخش های کلیدی دولت را داشت. در بخش سیاسی، قصد داشت مقابل قدرت نامحدود حزب بولشویک و رهبری آن را افزایش دهد، به همین خاطر در دهمین کنگره ی حزب، به اصرار لنین، تصمیم ممنوعیت فراکسیون های داخلی لتخاذ شد.در بعد بین المللی، لنین، خط مشي اش برای انقلاب جهانی را اعلام کرد. برای تدارک آن اتحادیه ی بین المللی کمونیستی (1919) تشکیل شد. این اتحادیه به وجود آمد و تحت رهبری حزب بولشویک فعالیت می کرد. لنین پس آن آنکه نوشته ی هجو آمیز «بیماری کودکانه ی چپ روی در کمونیسم1920» را برضد متحدان سابق خود در مخالفت با جنگ جهانی کمونیست ها چپ هلندی و آلمانی به نام های آنتوان پانکوک، هرمان گورتر و چند تن دیگر نوشت، بلافاصله با آنها قطع رابطه کرد. او به کمونیست های خارجی تاکتیک جبهه ی متحد با سوسیال-دموکرات ها، شرکت در انتخابات و همکاری و فعالیت در سازمان های اصلا ح طلبی توده ای به امید در دست گرقتن رهبری آنها را دیکته کرد. در 25 مه سال 1922 لنین دچار خونریزی داخلی مغز و فلج ناقص شد. در طول چند ماه او دوره ی درمان و معالجه را در خارج از مسکو طی می کرد و تنها در ماه اکتبر توانست به پایتخت برگردد، اما در دسامبر سال 1922پس از خونریزی دوباره،او مجبور شد دفتر کار خود را در کرملین ترک کند.
![]()
جوزف جوزف استالين،لنين، ميخاييل كالانين
در آخرین دوران ریاست تغییر ماهیت بوروکراتیک رژیم و حزب هر چه بیشتر او رانگران میکرد.او احساس میکرد که به زودی قدرت از دست حلقه ی باریک انقلابی های حرفه ای ،یعنی طرفداران او خارج خواهد شد و به دست دستگاه دولتی و حزبی که خود رهبران بلشویک برای اعمال تصمیمات خودشان ایجاد کرده اند ،خواهد افتاد .
لنین پس از تشخیص خط مشی اصلی رئیس حزب یعنی یوسف استالین در پی وارد آوردن ضربه ی به فراکسیون استالین بود. او در اواخر 1922 و اوایل 1923 تعدادی مقاله و نامه که در تاریخ با عنوان وصیت نامه ی سیاسی لنین شناخته شده است، نوشته و ارسال کرد. لنین، استالین و طرفدارانش را به شووینیسم عظمت طلبانه، ایجاد اختلال در کار ادارات بازرسی نظارتی حزبی و دولتی و اعمال روش های خشونت آمیز کاری متهم کرد و کوشید استالین را از پست دبیرکلی حزب بولشویک حذف کند و دستگاه را به وسیله ی اعضای جدید کمیته ی مرکزی و حتی نئوبوروکراکیک از کارگران حرفه ای از بین ببرد. او پس از آنکه وظیفه ی دفاع از این خط مشی در ارگان های حزبی را به لئو تروتسکی محول کرد، با او ائتلاف کرد. اما دیگر تناسب قوا به نفع او نبود. کامنف، زینووف و دیگر رهبران بلشویک و استالین حمایت می کردند. لنین عملا در باغ گورکاخ واقع در مسکو درخانه حبس شد و به بهانه ی عدم سلامتی او، امکان نگارش نامه و مقاله و تماس های او محدود شد. در ژانویه 1924 متحد او، تروتسکی متحمل شکست سختی در سیزدهمین کنفرانس حزبی شد. لنین پس از اطلاع از پیروزی کامل استالین و طرفداران او دچار شک روحی سنگینی شد که س از آن حال او به شدت وخیم شد. در 21 ژانویه 1924 رهبر حزب بولشویک و رئیس شورای روئسای ملی درگذشت. جسد او تحت اقدامات ویژه ای قرار گرفت (مومیایی شد) و به "ماوزالی" (مقبره) در میدان سرخ منتقل شد.
. براي مشاهده متن روسي اين مقاله بر روي ادامه مطلب كليك كنيد
ادامه مطلب





